السيد موسى الشبيري الزنجاني
2107
كتاب النكاح ( فارسى )
او اشكال ندارد . و روايت حسن بن ظريف ( كه از دلائل الامامة نقل شده است ) را شاهد بر اين معنا ذكر نموديم . اما آيا ازدواج با زانيه مشهوره چگونه است ؟ خصوصاً با توجه به اينكه عامه فقط با تزويج متعهاى مخالف بودند ولى نسبت به زنا حساسيتى نداشتند به حدّى كه حتى براى فاحشه ، خانههاى رسمى نيز وجود داشته است . قسمت دوم اين روايت متعرض آن نيست . بلكه صدر روايت در مورد زن معروفه و مشهوره است كه فرموده ، ازدواج با او جايز است . پس قسمت دوم روايت دليل حرمت ازدواج با مشهورات نيست و قسمت اول آن ، دليل جواز ازدواج با آنها است . پس بر خلاف نظر مرحوم آقاى خويى « ره » با رواياتى كه از ازدواج با مشهورات نهى كرده است متعارض مىشود . استدراك ؛ ما تاكنون چنين گفتيم ، ولى به نظر مىرسد فرمايش مرحوم آقاى خويى « ره » مطلب ديگرى است و اين اشكال به ايشان وارد نيست . مرحوم آقاى خويى در نكاح با زانيه مشهوره تفصيلى قائل شدهاند و آن تفصيل اين است كه ، زانيه مشهوره اگر معلنه ( به صيغه اسم فاعل ) باشد در اين صورت نكاح با او حرام است ولى اگر مشهوره هست اما معلنه نيست يعنى خودش علنا اعلام آمادگى نمىكند ، به اين معنا كه پرچم نزده است و امثال اينها ، ولى اگر مخفيانه افراد به او مراجعه كنند قبول مىكند ، هر چند بر اثر اينكه افراد متعدد به او مراجعه كردهاند ، مشهوره شده است . در اين فرض مىفرمايند ، روايت اسحاق بن جرير اگر نگوييم ظهور در عدم حرمت دارد مشعر هست . بيان مطلب ايشان اين است كه در روايت اسحاق بن جرير در صدر روايت ، فرض شده است كه اين زن مشهورهء بالزنا است ، آنگاه حضرت مىفرمايند ، اين شخص مشهوره « ان رفعت رأية فلا يجوز » يعنى اگر مشهوره معلنه بود جايز نيست ولى اگر رفع رايت نكرده و معلنه نيست اشكال ندارد . پس اينكه مىگفتيم استدلال آقاى خويى براى حرمت به اين